ناظم الاسلام كرمانى

311

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

آسانى نيست لكن مقدماتى كه عين الدوله تمهيد نموده و اشخاصى را ديده كه اگر تلف كردن اين سيد را هم ميخواست هرآينه به مقصود خود ميرسيد لكن چيزى كه مانع اتلاف او گرديد همانا مسلمانى و تديّن اعليحضرت مظفر الدين شاه است . تبعيد سيد جمال واعظ و مسافرت او ببلد طيّبه قم بعد از مراجعت حجج اسلاميه و طلاب از زاويهء مقدسه بطهران هريك از آقايان در منزل خود مشغول پذيرائى مردم بودند جز آقا سيد جمال واعظ كه عين الدوله ميگفت شاه از همه‌كس و همه‌چيز اغماض و عفو فرموده است مگر از سيد جمال عليهذا شب اول ورود آقاى طباطبائى پيغام داد به سيد كه شب را بيائيد منزل من بخوابيد و در خانهء خود نمانيد سيد شب را در خانهء خود نماند و رفت در خانهء آقاى طباطبائى صبح آنشب امير خان سردار آمد خدمت آقاى طباطبائى و به آقا سيد جمال گفت هرچه و هرقدر به اتابك التماس و از او استدعا كردم كه شما را عفو كند قبول نكرد عجالتا چند روزى از انظار مخفى باشيد و با كسى مراوده نكنيد تا اين عموى لجوج و مستبد را از صرافت شما بيندازم و من تا اندازهء كه ممكن است با شما و مقصد شما همراه ميباشم آقا سيد جمال قبول كرد و چندى از خانهء خود خارج نشد در اين اثناء علاء الدوله از حكومت طهران معزول و نير الدوله حاكم گرديد اول خدمتى كه به عين الدوله كرد اين بود كه نوشت بجناب آقاى حاج شيخ مرتضى آشتيانى كه بهتر اينست آقا سيد جمال مشرف شود بارض اقدس و مشهد مقدس بعنوان زيارت مخارج سفر ايشانرا هم خودم متحمل ميشوم ( الى آخره ) آقاى حاج شيخ مرتضى آن كاغذ را فرستاد براى آقا سيد جمال در مجلس حاج شيخ مرتضى عدهء از طلاب علوم حاضر بودند از مضمون كاغذ مطلع شده خبر بساير طلاب رسيد حضرات طلاب در خانهء آقاى بهبهانى اجتماع نموده و گفتند كه ما هرگز نميگذاريم آقا سيد جمال را تبعيد كنند امروز كه سيد را تبعيد كردند فردا شما را تبعيد خواهند نمود آقاى بهبهانى بملاحظهء اينكه حالا تازه با دولت مصالحه شده است ميخواست طورى رفتار نمايد كه باعث كدورت و نقار درباريها نشود لذا حضرات طلاب را هرقسم بود ساكت فرمود يك شب آقا شيخ مهدى سلطان المتكلمين را فرستاد نزد عين الدوله كه شايد بتواند او را از اين خيال منصرف نمايد با اينكه صدر اعظم درد پايش را بهانه كرده و كسى را به خود راه نميداد ليكن حاج شيخ مهدى براو وارد شده پيغام آقاى بهبهانى را رسانيد و ضمنا هم از فرمايشات مدبّرانه و نصايح عاقلانه فروگذار نكرد عين الدوله گفت محال است اين خواهش آقا را قبول كنم البته بايد سيد جمال دههء عاشوراء را در طهران نباشد چه مذاكرات منبرى او باعث فتنه و آشوب خواهد گرديد بالاخره عين الدوله صريحا قسم خورد كه اگر سيد جمال خودش نرود او را ميكشم اما اگر به خوبى خودش رفت قول مىدهم كه بعد از عاشوراء او را معاودت بدهم و شخص اعليحضرت همايونى هزار تومان مرحمت مىكند براى جبران ضرر آقا سيد جمال . سلطان المتكلمين مراجعت نمود و جواب را خدمت آقاى بهبهانى عرض كرد جنابش سيد جمال را احضار نمود و فرمود من ميل دارم براى اتمام حجت شما يك سفرى ولو مختصرا هم باشد ببلدهء قم برويد و بشما قول مىدهم كه بعد از عاشوراء